15 دسامبر, 2025
قسمت چهل و نهم: سرطان
27 اکتبر, 2024

عناصر کمیاب خاکی

مقدمه

عناصر خاکی کمیاب مجموعه‌ای از فلزات کم‌شناخته مانند نئودیمیوم، دیسپروزیوم و یوروپیوم معمولاً در ذهن اکثر مردم جایی ندارند. با این حال، همین عناصرِ به‌ظاهر کوچک، قهرمانان گمنامی‌اند که دنیای مدرن ما را به حرکت درمی‌آورند. به آنها لقب ویتامین‌های جامعه مدرن داده‌اند؛ چون نقش‌شان برای فناوری، درست به همان اندازه حیاتی است که ویتامین‌ها برای بدن ما هستند . گوشی هوشمندتان بدون صفحه‌نمایش روشنش، یا ماشین الکتریکی‌تان بدون یک موتور سبک‌وزن و پرقدرت تصور کنید، این همان دنیایی است که بدون این عناصر کمیاب خواهیم داشت. در واقع، این عناصر آن‌قدر حیاتی هستند که دهه‌ها پیش یک رهبر چینی جمله معروفی گفت: “خاورمیانه نفت دارد؛ چین عناصرکمیاب دارد” . این جمله، پیش‌درآمدی بود بر اینکه کنترل چنین موادی چطور می‌تواند به یک ابزار قدرتمند ژئوپلیتیک تبدیل شود. امروز آن پیش‌بینی کاملاً به واقعیت پیوسته است: عناصر کمیاب در قلب یک رقابت خاموش جهانی قرار دارند؛ رقابتی که صنایع، امنیت ملی و حتی روابط بین‌الملل را شکل می‌دهد. در این قسمت، بررسی خواهیم کرد که این عنصار نادر دقیقاً چه هستند، چرا تا این اندازه اهمیت دارند، و چگونه به یکی از میدان‌های اصلی نبرد در جغرافیای سیاسی امروز تبدیل شده‌

عناصر کمیاب خاکی چه هستند؟

اجازه ندهید نامشان شما را فریب دهد. عناصر خاکی کمیاب، برخلاف چیزی که از نامشان برداشت می‌شود، از نظر فراوانی واقعی «کمیاب» نیستند. آنها مجموعه‌ای از ۱۷ عنصر فلزی هستند؛ پانزده لانتانید در جدول تناوبی، به‌ علاوه اسکاندیوم و ایتریوم . نام‌هایی مثل پرازئودیمیوم، ایتربیوم یا گادولینیوم شاید در ابتدا عجیب یا تخصصی به نظر برسند، اما واقعیت این است که این عناصر در پوسته زمین نسبتاً فراوان‌اند. مسئله این نیست که در طبیعت وجود ندارند؛ مشکل اینجاست که برخلاف طلا یا مس، این عناصر کمیاب تقریباً هیچ‌وقت در ذخایر غنی و قابل استخراجِ متمرکز پیدا نمی‌شوند. آنها معمولاً با غلظت بسیار پایین در دل سایر کانی‌ها پخش شده‌اند؛ و همین پراکندگی است که استخراج و پالایش‌شان را دشوار، زمان‌بر و پرهزینه می‌کند. به عبارت دیگر، مشکل کمیابی خود عنصر نیست، مشکل کمیابیِ ذخایری است که از نظر اقتصادی قابل بهره‌برداری باشند. همین ویژگی هم سبب شده این فلزات به این نام شناخته شوند. از نظر شیمیایی، لانتانیدها از لانتان تا لوتتیم رفتارهای مشابهی دارند؛ رفتارهایی که دقیقاً همان چیزی است که آنها را برای فناوری ارزشمند می‌کند. این عناصر می‌توانند خاصیت مغناطیسی قوی، فلوئورسانس (تابش نور) یا قابلیت کاتالیزوری داشته باشند. نئودیمیوم و ساماریوم برای ساخت آهنرباهای دائمیِ فوق‌العاده قدرتمند ضروری‌اند. یوروپیوم و تربیم مسئول تولید رنگ‌های زنده صفحه‌نمایش‌ها هستند؛ قرمز سرخ رنگ شفاف و سبزِ درخشان تلویزیون‌ها و گوشی‌های هوشمند. لانتان هم کیفیت شیشه‌های اپتیکی لنز دوربین‌ها را افزایش می‌دهد. اسکاندیوم و ایتریوم که معمولاً کنار لانتانیدها قرار می‌گیرند به همین شکل توانایی‌های مواد پیشرفته را ارتقا می‌دهند؛ مثلاً ایتریوم در ابررساناهای دمای‌بالا و کریستال‌های لیزر کاربرد دارد

اما با اینکه این عناصر در بسیاری از سنگ‌های پوسته زمین پخش شده‌اند، متمرکز نیستند و عملاً خیلی پخش هستند و استخراج آنها یعنی پالایش حجم عظیمی از سنگ های معدنی، فقط برای جدا کردن یک مقدار کوچکی از اکسیدهای خاکی کمیاب. این فرآیند اغلب پیچیده است و فشار زیادی بر محیط‌ زیست وارد می‌کند؛ شامل حمام‌های اسیدی، کوره‌های دما‌بالا، و فرایندهای شیمیایی طاقت‌فرسا برای جداسازی فلز موردنظر. در نهایت محصول نهایی شاید حجمی اندک از یک اکسید یا فلز با نامی پیچیده باشد، اما همین مقدار کم، ویژگی‌هایی دارد که فناوری مدرن یاد گرفته از آنها حداکثر استفاده را ببرد. یک نکته بسیار مهم هم این است که زمین‌شناسان عناصر خاکی کمیاب را به دو دسته تقسیم می‌کنند: خاکی‌های کمیاب سبک مثل سریوم، لانتان، نئودیمیوم و پرازئودیمیوم؛ و خاکی‌های کمیاب سنگین مثل دیسپروزیوم، تربیم، یوروپیوم و لوتتیم. عناصر گروه سنگین معمولاً کمیاب‌ترند، پراکندگی زمین‌شناسی‌شان کمتر است، و در کاربردهای پیشرفته نقشی کلیدی دارند. کمی جلوتر خواهیم دید که چرا این تمایز—و به‌خصوص عناصر سنگین در چالش‌های زنجیره تأمین امروز نقشی تعیین‌کننده بازی می‌کند

چرا این عناصر کمیاب اهمیت دارند؟

این عناصر نادر بی‌سر‌و‌صدا وارد زندگی روزمره ما و صنایع پیشرفته شده‌اند. از گوشی داخل جیب شما گرفته تا توربین‌های بادی، حضورشان تقریباً همه‌جا دیده می‌شود. همان‌طور که سازمان زمین‌شناسی آمریکا توضیح می‌دهد، عناصر خاکی کمیاب اجزای ضروری بیش از ۲۰۰ محصول در طیف بسیار گسترده‌ای از کاربردها هستند. چند نمونه رو با هم بررسی کنیم

وسایل الکترونیکی مصرفی
گوشی هوشمند شما مگنت یا آهنرباهایی که با این عناصر ساخته می شوند را در بلندگو و سیستم لرزششیون دارد. یوروپیوم و تربیم رنگ‌های نمایشگر ال ای دی را می‌سازند و لانتان کیفیت شیشه لنز دوربین را افزایش می‌دهد. در هارد دیسک‌های کامپیوتر، آهنرباهای نئودیمیوم استفاده می شود. یکی از دلایلی که این گجت های امروزی هی سایز و حجمشون میتونه کوچیکتر بشه ولی بهره وریشون افزایش پیدا میکنه همین عناصره

خودروهای الکتریکی و فناوری سبز
عناصرکمیاب در قلب انقلاب انرژی سبز هم قرار دارند. خودروهای الکتریکی و هیبریدی از موتورهایی استفاده می‌کنند که معمولاً آهنرباهای نئودیمیومی دارند آهنرباهایی که به‌عنوان قوی‌ترین آهنرباهای دائمی شناخته می‌شوند. این آهنرباهای سبک و قدرتمند، به موتورهای خودروهای الکتریکی امکان می‌دهند در ابعادی کوچک، گشتاور بسیار بالا تولید کنند.
باتری‌ها و مبدل‌های کاتالیزوری هم ممکن است حاوی لانتان و سریوم باشند. توربین‌های بادی نیز به آهنرباهای خاکی کمیاب متکی‌اند؛ ژنراتورهای داخل توربین‌های بزرگ معمولاً از نئودیمیوم و دیسپروزیوم استفاده می‌کنند تا آهنرباها در دمای بالا قدرت خود را حفظ کنند. به همین دلیل است که تولید انرژی تجدیدپذیر بدون این عناصر اصلاً به مقیاس امروز نمی‌رسید. همان‌طور که یک نشریه صنعتی توضیح می‌دهد: انرژی پاک با عناصر کمیاب کار می‌کند از آهنرباهای غول‌پیکر در مزارع بادی تا آهنرباهای ریز در شبکه‌های هوشمند

صنایع دفاعی و هوافضا
کاربردهای نظامیِ عناصر کمیاب به‌شدت استراتژیک و حیاتی‌اند. موشک‌های هدایت‌شونده، موتورهای جت جنگنده، حسگرهای ضدزیردریایی و سیستم‌های هدف‌گیری لیزری همگی به این عناصر وابسته‌اند. وزارت دفاع آمریکا تأکید می‌کند که سیستم‌های دفاعی مختلف آن به تقریباً همه ۱۷ عنصر خاکی کمیاب نیاز دارند. آهنرباهای ساماریوم–کبالت—نوع دیگری از آهنرباهای خاکی کمیاب—در موشک های هدایت دقیق استفاده می‌شوند. لیزرهای یوروپیومی، فاصله‌یاب‌های لیزری نئودیمیومی و ترکیبات گادولینیوم در سیستم‌های رادار نقش دارند. گفته می‌شود تنها یک جنگنده اف–۳۵ صدها کیلوگرم مواد کمیاب در سیستم‌های الکترونیکی و موتورهایش دارد. خلاصه اینکه ارتش‌های مدرن برای توانایی‌های پیشرفته خود به این عناصر متکی‌اند و همین، آنها را به موضوعی کاملاً حیاتی از منظر امنیت ملی تبدیل می‌کند

کاربردهای صنعتی
فراتر از فناوری‌های پیشرفته، خاکی‌های کمیاب در بسیاری از فرآیندهای صنعتی نقش بهبوددهنده دارند. سریوم و لانتان در پالایش نفت و در مبدل‌های کاتالیزوری خودرو برای کاهش آلایندگی استفاده می‌شوند. فسفرهای مبتنی بر یوروپیوم، نورپردازی کارآمد ال ای دی  را ممکن می‌کنند. ایتریوم و نئودیمیوم در آلیاژهای فوق‌مقاوم به‌کار می‌روند که در موتور هواپیما استفاده می‌شود. حتی دستگاه‌های پزشکی مثل ام آر آی  نیز به آهنرباهای خاکی کمیاب به‌ویژه آهنرباهای نئودیمیومی وابسته‌اند. فهرست کاربردها بسیار طولانی است: اگر دستگاهی پیشرفته باشد، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که یکی از این عناصر نقش مهمی در آن ایفا کند. نکته کلیدی این است که هر دستگاه تنها مقدار ناچیزی از مواد خاکی کمیاب مصرف می‌کند، اما تقاضای تجمیعی بسیار عظیم می‌شود. یک توربین بادی پیشرفته می‌تواند صدها کیلوگرم نئودیمیوم و دیسپروزیوم در آهنرباهای ژنراتورش داشته باشد. باتری و موتور یک خودروی هیبریدی می‌تواند چند کیلوگرم خاکی کمیاب مصرف کند. حالا این نیازها را ضرب کنید در میلیون‌ها خودرو، توربین، گوشی هوشمند و موشک  و خواهید دید چگونه این موضوع به یک چالش بزرگ و استراتژیک در تأمین جهانی تبدیل می‌شود. این فلزات واقعاً میخ‌های کوچک اقتصاد مدرن هستند: همان‌طور که ویتامین‌ها برای بدن با مقدار کم ضروری‌اند، خاکی‌های کمیاب هم با مقدار نه‌چندان زیاد، اما با نقشی حیاتی، موتور دنیای فناوری را روشن نگه می‌دارند

سلطه چین: خاورمیانه نفت دارد؛چین خاکی های کمیاب

اهمیت این عناصر کمیاب چیز تازه‌ای نیست و یک کشور، ارزش استراتژیک آنها را خیلی زودتر از بقیه درک کرد. چین از دهه ۱۹۸۰ با یک برنامه‌ریزی دقیق و سیستماتیک، صنعت خاکی‌های کمیاب خود را ساخت؛ با هدف اینکه به تأمین‌کننده اصلی جهان تبدیل شود. این تلاش آن‌قدر موفق از آب درآمد که تا دهه ۲۰۰۰، چین تقریباً انحصار کامل تولید خاکی‌های کمیاب دنیا را در اختیار داشت. اما تا سال ۲۰۰۸، چین بیش از ۹۰ درصد خاکی‌های کمیاب جهان را تولید می‌کرد و در سال ۲۰۱۱ این رقم به ۹۷ درصد رسید. در عمل، چین در کمتر از دو دهه از یک بازیگر کوچک، به تقریباً تنها منبع این مواد حیاتی تبدیل شد. این سلطه، اتفاقی نبود. دولت چین با سرمایه‌گذاری گسترده در استخراج و به‌ویژه در پالایش خاکی‌های کمیاب، توانست ظرفیت عظیمی ایجاد کند از مغولستان داخلی و معدن بزرگ بایان اوبو گرفته تا مناطق مختلف دیگر. تولیدکنندگان چینی با هزینه‌های کمتر (به واسطه ی نیروی کار ارزان‌تر و استانداردهای زیست‌محیطی آسان‌تر) بازار جهانی را در دست گرفتند و رقابت برای معادن آمریکا و سایر کشورها دشوار شد. تا اوایل دهه ۲۰۰۰، آخرین معدن عمده عناصر کمیاب در آمریکا معدن مانتن‌پَس در کالیفرنیا عملاً تعطیل شد، زیرا تحت فشار مقررات سختگیرانه زیست‌محیطی و سیل عرضه ارزان چین، دیگر سودآور نبود. همان‌طور که یک گزارش مفصل اشاره می‌کند، آمریکا ناخواسته از رهبری اولیه خود عقب نشست و قدرتمندترین اقتصاد جهان به رقیب خود (چین) برای عناصر حیاتی دفاع و صنعت وابسته شد. دوراندیشی رهبران چین در ارزش‌گذاری عناصر کمیاب حالا تقریباً رنگ افسانه به خود گرفته است. در سال ۱۹۹۲، دِنگ شیائوپینگ رهبر وقت چین این استراتژی را در یک جملهکوتاه خلاصه کرد:خاورمیانه نفت دارد، چین عناصر کمیاب دارد.این جمله تشبیهی روشن بود. همان‌طور که نفت قرن بیستم را شکل داد، دنگ باور داشت عناصر خاکی کمیاب اهرم ژئوپولیتیک چین در قرن بیست‌ویکم خواهند بود. او اشتباه نمی‌کرد

تا حدود سال ۲۰۱۰، چین نه‌تنها سنگ معدن خام را تولید می‌کرد، بلکه تقریباً کل ظرفیت پالایش جهانی را در اختیار داشت یعنی ۸۵ تا ۹۰ درصد توان تبدیل کانی‌های استخراج‌شده به فلزات و آهنرباهای قابل استفاده. و این نقطه بسیار مهمی است: معدنکاری تنها بخش اول زنجیره است؛ گلوگاه واقعی در پالایش و تولید آهنرباست و چین بر این بخش نیز به‌طور کامل مسلط شده است. چرا این تمرکز چنین اهمیتی دارد؟ زیرا هرگونه اختلال در این زنجیره می‌تواند صنایع جهان را دچار شوک‌های شدید کند. وقتی کشوری «ویتامین‌های فناوری مدرن» را کنترل کند، طبیعی است که دیگران احساس آسیب‌پذیری کنند. تنش‌های ژئوپولیتیک آرام‌آرام وارد بازاری شد که زمانی یک حوزه کاملاً تخصصی و کم‌اهمیت به نظر می‌رسید. کشورهای غربی تازه در اواخر دهه ۲۰۰۰ فهمیدند که رفاه اقتصادی و حتی آمادگی نظامی‌شان می‌تواند در خطر باشد اگر پکن تصمیم بگیرد صادرات عناصر کمیاب را محدود کند.تا آن زمان، این عناصر از موادی گمنام، تبدیل شده بودند به دارایی‌های استراتژیک که در سطح بالای دولت‌ها مورد بحث قرار می‌گرفتندمواد کوچکی که توان اثرگذاری‌شان بسیار بزرگ‌تر از اندازه‌شان بود

شوک ژئوپلیتیک: بحران عناصر کمیاب در سال ۲۰۱۰

زنگ بیدارباش جهان درباره وابستگی‌اش به عناصر کمیاب، به‌طور نمایشی در سال ۲۰۱۰ اتفاق افتاد. در آن سال، یک اختلاف ارضی میان چین و ژاپن بر سر چند جزی غیرمسکونی جزایری که چینی‌ها آنها را «دیائویو» و ژاپنی‌ها «سنکاکو» می‌نامند شعله‌ور شد. بعد از آنکه ژاپن ناخدای یک قایق ماهیگیری چینی را در نزدیکی این جزایر بازداشت کرد، واکنش چین فقط در حد اعتراض دیپلماتیک باقی نماند.ناگهان تولیدکنندگان فناوری ژاپنی متوجه شدند محموله‌های مواد خاکی کمیاب‌شان در بنادر چین متوقف شده یا با تأخیرهای غیرعادی مواجه است. به‌طور غیررسمی، چین صادرات این مواد به ژاپن را به‌عنوان اقدامی تلافی‌جویانه محدود کرده بود اگرچه پکن هرگز این موضوع را علناً تأیید نکرد. برای چند هفته در اواخر ۲۰۱۰، شرکت‌های ژاپنی که بیش از ۹۰ درصد تأمین این عناصر خود را از چین دریافت می‌کردند در وضعیت اضطرار قرار گرفتند. قیمت برخی اکسیدهای خاکی کمیاب در بازار جهانی چندین برابر شد. این حادثه، هرچند کوتاه‌مدت بود، اما لرزه‌ای جدی به ستون فقرات برنامه‌ریزان صنعتی جهان وارد کرد

این واقعه تبدیل شد به لحظه اسپوتنیک برای عناصر کمیاب لحظه‌ای که جهان بالاخره فهمید وابستگی به یک تأمین‌کننده واحد، آن هم یک رقیب ژئوپلیتیک، چه خطر بزرگی می‌تواند داشته باشد. برای درک شدت آسیب‌پذیری ژاپن در آن زمان: چین در سال ۲۰۱۰ حدود ۹۷ درصد تولید جهانی خاکی‌های کمیاب را بر عهده داشت و حدود نیمی از صادراتش به ژاپن می‌رفت. بنابراین وقتی این جریان ناگهان قطع شد، تولیدکنندگان ژاپنیِ الکترونیک، قطعات خودرو و اجزای پیشرفته تنها چند هفته تا اتمام ذخایرشان فاصله داشتند. دولت ژاپن بلافاصله واکنش نشان داد. آکیهیرو اوهاتا، وزیر بازرگانی ژاپن، پس از بحران گفت: ما باید تأمین‌کنندگان خاکی‌های کمیاب را متنوع کنیم. ژاپن به‌سرعت شروع کرد به سرمایه‌گذاری در پروژه‌های خاکی کمیاب در کشورهای دیگراز جمله قراردادهایی در استرالیا، ویتنام، هند و چند منطقه دیگر برای تضمین منابع جایگزین. یکی از نتایج مهم این بحران، همکاری ژاپن با شرکت استرالیایی لیناس بود؛ شرکتی که یکی از معدود معادن بزرگ خاکی‌های کمیاب خارج از چین در استرالیای غربی را اداره می‌کند و همچنین یک کارخانه فرآوری در مالزی دارد. ژاپن برای گسترش ظرفیت این شرکت، به لیناس بودجه داد حرکتی استراتژیک برای ایجاد یک منبع تأمین غیرچینی برای صنعت خود. بحران خاکی‌های کمیاب چین و ژاپن در سال ۲۰۱۰، آمریکا و اروپا را نیز بیدار کرد. هرچند بحران برطرف شد، اما پیام آن کاملاً روشن بود: چین آمادگی دارد از سلطه خود بر خاکی‌های کمیاب به‌عنوان اهرم ژئوپلیتیک استفاده کند. این شکل تازه‌ای از ملی‌گرایی منابع بود چیزی مشابه استفاده از تحریم نفت به‌عنوان ابزار فشار سیاسی

در واشنگتن و بروکسل، سیاست‌گذارانی که شاید پیش از ۲۰۱۰ حتی نام‌هایی مثل دیسپروزیوم یا ایتریوم را نشنیده بودند، ناگهان به اهمیت این عناصر توجه کردند. وزارت دفاع آمریکا دیگه عناصر خاکی کمیاب را در گزارش‌های رسمی آسیب‌پذیری زنجیره تأمین می اورد. اتحادیه اروپا نیز عناصرکمیاب را به فهرست «مواد خام بحرانی» اضافه کردمنابعی که حفظ امنیت تأمین آنها برای صنعت حیاتی است. از نظر دیپلماتیک، واقعه ۲۰۱۰ سال‌ها روابط چین و ژاپن را تحت فشار قرار داد و کشورها را در سراسر جهان تشویق کرد که ذخایر خاکی‌های کمیاب ایجاد کنند و در معادن جدید سرمایه‌گذاری کنند. همچنین این بحران منجر شد آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپن در سال ۲۰۱۲ به‌طور مشترک شکایتی را در سازمان تجارت جهانی علیه محدودیت‌های صادراتی چین مطرح کنند؛ آنها استدلال می‌کردند سهمیه‌ها و مالیات‌های صادراتی چین با دادن مزیت غیرمنصفانه به شرکت‌های چینی، قوانین تجارت جهانی را نقض می‌کند. در سال ۲۰۱۴، سازمان تجارت جهانی علیه چین رأی داد و پکن مجبور شد سهمیه‌های رسمی صادرات را حذف کند—هرچند ابزارهای دیگری برای کنترل تجارت در اختیار خود نگه داشت.این رویداد روشن کرد که خاکی‌های کمیاب دیگر فقط یک کالای معدنی نیستند؛ بلکه یک منبع استراتژیک‌اند و به نوعی اهرم قدرتی در سیاست بین‌الملل

ژئوپولیتیک جدید: سلاح‌ سازی عرضه عناصر کمیاب خاکی 

اگر به دهه ۲۰۲۰ بیاییم، می‌بینیم که عناصر کمیاب خاکی حتی بیشتر از گذشته با ژئوپولیتیک گره خورده‌اند. تقاضای جهانی برای این عناصر با سرعت بالا در حال افزایش است و دلایل عمده ان هم رشد خودروهای برقی، پروژه‌های انرژی تجدیدپذیر و سیستم‌های دفاعی پیشرفته است. هم‌زمان، رقابت استراتژیک آمریکا و چین شدیدتر شده است. این ترکیب، عناصر کمیاب را به یک جبهه حیاتی در چیزی تبدیل کرده که برخی آن را جنگ سرد تکنولوژیک بین شرق و غرب می‌نامند. در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، این اهرم قدرت به شکل‌های دقیق‌تری به کار گرفته شد. چین الزامات جدیدی برای دریافت مجوز صادرات برای برخی محصولات عناصر کمیاب وضع کرد، به‌ویژه آهنرباهای تخصصی که کاربردهای پیشرفته دارند. این سیاست به پکن دید و کنترل بیشتری نسبت به مقصد این محصولات می‌داد. در آوریل ۲۰۲۵، چین برخی از پیشرفته‌ترین آلیاژهای آهنربای عناصر کمیاب را به فهرست کنترل صادرات افزود؛ یعنی هر تولیدکننده‌ای برای صادرات این مواد نیازمند تأیید مستقیم دولت چین بود.تقریباً بلافاصله، زنجیره‌های تأمین جهانی واکنش نشان دادند:خودروسازان اروپایی مجبور شدند برخی خطوط تولید خودروهای برقی را کند کنند، چون دریافت آهنرباهای چینی به تأخیر افتاده بود.صدها تأمین‌کننده الکترونیک ژاپنی با نگرانی موجودی انبارهای‌شان را کنترل می‌کردند، چون برای ادامه کار کارخانه‌ها ممکن بود نیازمند مجوزهای صادراتی چین باشند. تاکتیک پکن دقیق بود: به‌جای ممنوعیت کلی صادرات که می‌توانست واکنش سیاسی شدید ایجاد کند چین نقطه خفگی بروکراتیک ایجاد کرد. با الزام به صدور مجوزهای موردی، پکن می‌تواند جریان صادرات را «به‌آرامی» و بدون جنجال عمومی محدود کند؛ کافی است روند تأییدها را کند کند. همان‌طور که یک تحلیل‌گر گفت: این یعنی تیزتر کردن چاقوی جراحی چین… اعمال فشار بدون یک ممنوعیت آشکار. این اقدامات در فضایی رخ می‌داد که هر دو کشور محدودیت‌های تکنولوژیک متقابل اعمال می‌کردند: آمریکا صادرات نیمه‌هادی‌های پیشرفته به چین را محدود کرده بود، و چین در مقابل در حوزه مواد معدنی حیاتی قدرت‌نمایی می‌کرد

آمریکا و متحدان: تلاش برای ریسک‌زدایی از زنجیره تأمین

آمریکا و کشورهای متحدش بیکار ننشستند. در غرب، یک استراتژی گسترده شکل گرفت تا زنجیره‌های تأمین عناصر کمیاب از چین ریسک‌زدایی و متنوع شوند. این استراتژی چند بخش دارد

احیای تولید داخلی

ایالات متحده تنها معدن عناصر کمیاب خود در  کالیفرنیا را بازگشایی و توسعه داده است؛ معدنی که تحت مدیریت شرکت ام پی متریالز فعالیت می‌کند. در سال‌های اخیر، دولت آمریکا شروع کرده به حمایت مالی از تلاش‌های این شرکت—نه‌فقط برای استخراج، بلکه برای فرآوری و حتی تولید آهنربا در داخل کشور. در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، وزارت دفاع آمریکا با استناد به قانون تولید دفاعی در پروژه‌های فرآوری عناصر کمیاب سرمایه‌گذاری کرد. تا سال ۲۰۲۵، دولت آمریکا سهام اقلیتی در شرکت  خرید تا ظرفیت تولید داخلی را تقویت کند.این اقدامات، بخشی از تلاش آمریکا برای ایجاد یک زنجیره کامل از معدن تا آهنربا داخل خاک کشور است—زنجیره‌ای که از دهه۱۹۹۰ وجود نداشت.اما پیشرفت آهسته است. تا اواسط سال ۲۰۲۵،  همچنان بخشی از مواد خام استخراج‌شده خود را برای فرآوری نهایی به چین می‌فرستاد—این نشان‌دهندهٔ سطحی از وابستگی که هنوز از بین نرفته است. تنها یک معدن فعال در آمریکا وجود دارد و ظرفیت پالایش داخلی تازه در حال شکل‌گیری است.

شراکت‌های متحدان

غرب به یک واقعیت مهم رسیده است: هیچ کشوری، حتی آمریکا، نمی‌تواند به‌تنهایی زنجیره تأمین عظیمی را که چین طی چند دهه ساخته، دوباره خلق کند. به همین دلیل، آمریکا، اروپا، ژاپن، استرالیا، کانادا و کشورهای دیگر، گروه‌هایی مانند مشارکت امنیت مواد معدنی تشکیل داده‌اند تا در پروژه‌های جدید سرمایه‌گذاری کنند. یک نکته کلیدی این است که آمریکا مفهوم «عرضه داخلی» را به کشورهای هم‌پیمان گسترش داده. در سال ۲۰۲۴، کنگره قانون تولید دفاعی را اصلاح کرد تا منابع عناصر کمیاب در کانادا، استرالیا و بریتانیا داخلی محسوب شوند.این یعنی بودجه دفاعی آمریکا می‌تواند به پروژه‌های این کشورها سرازیر شود. برای نمونه، پروژه‌های مشترک آمریکا و کانادا برای توسعه معادن جدید شکل گرفته‌اند.ژاپن و اتحادیه اروپا نیز با کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین توافق‌نامه‌هایی برای دسترسی به منابع امضا کرده‌اند در واقع یعنی انتقال زنجیره تأمین به کشورهای دوست و هم‌راستا

استراتژی اتحادیه اروپا

اروپا که وابستگی شدیدی به واردات دارد، در سال ۲۰۲۳ «قانون مواد خام حیاتی»  را پیشنهاد کرد و در ۲۰۲۴ آن را تصویب کرد. اهداف اصلی این قانون چنین است

تا سال ۲۰۳۰، حداقل ۱۰٪ مصرف سالانه عناصر کمیاب اروپا در داخل استخراج شود

۴۰٪ نیاز اروپا در داخل فرآوری شود

۲۵٪ از بازیافت تأمین شود

وابستگی به هر کشور منفرد به کمتر از ۶۵٪ برسد

در سال ۲۰۲۳، یک خبر بزرگ اروپا را تکان داد: شرکت  سوئدی اعلام کرد بزرگ‌ترین ذخیره عناصر کمیاب اروپا بیش از یک میلیون تن اکسید عناصر کمیاب در شمال سوئد کشف شده است.رهبران اروپایی آن را یک تحول بزرگ دانستند
بااین‌حال، خود  اعلام کرد آغاز تولید بین ۱۰ تا ۱۵ سال زمان خواهد برد.اروپا هم‌زمان مشغول ساخت کارخانه‌های تولید آهنربا نیز هست. یکی از بازیگران مهم، شرکت  آلمان است؛ شرکتی که آهنرباهای  را خارج از چین تولید می‌کند و اخیراً یک کارخانه جدید در آمریکا افتتاح کرده است

ژاپن، کره جنوبی و دیگران

ژاپن پس از بحران سال ۲۰۱۰ مسیرهای تأمین خود را متنوع کرده، بازیافت عناصر کمیاب را گسترش داده و در معادن استرالیا و قزاقستان سرمایه‌گذاری کرده است. کره جنوبی و تایوان شروع به ایجاد ذخایر استراتژیک کرده‌اند. هند نیز در تلاش است ظرفیت استخراج و فرآوری داخلی خود را توسعه دهد.استرالیا—گذشته از شرکت پروژه‌های جدیدی را آغاز کرده و با آمریکا و ژاپن در حوزه پالایش همکاری می‌کند. کشورهای آفریقایی مثل تانزانیا، بوروندی و ماداگاسکار نیز اکنون هدف سرمایه‌گذاری غرب و ژاپن هستند. در مجموع، حرکتی جهانی آغاز شده تا انحصار چین کاهش یابد. دولت‌ها امروز به عناصر کمیاب همان نگاه استراتژیکی را دارند که به نفت یا نیمه‌هادی‌ها دارند. آنها از ابزارهایی مثل سوبسید، دیپلماسی و ذخایر استراتژیک استفاده می‌کنند تغییری بسیار چشمگیر نسبت به ۲۰ سال پیش که بازار آزاد اجازه داد چین یکه‌تاز شود

شکستن سلطه چین: چالش‌های پیش رو

تنوع‌بخشی به زنجیره تأمین عناصر کمیاب کار ساده‌ای نیست. با وجود سرمایه‌گذاری‌های گسترده، سلطه چین هنوز بسیار عمیق است به‌ویژه در سخت‌ترین بخش‌ها. تا سال ۲۰۳۰، حتی در بهترین سناریو، کشورهای غربی همچنان برای حدود ۹۱٪ نیاز خود به عناصر کمیاب سنگین به چین وابسته خواهند بود.این رقم در سال ۲۰۲۴ حدود ۹۹٪ بود.عناصر کمیاب سنگین مثل دیسپروزیوم و تربیوم، در مقادیر خیلی کم اما به‌طور حیاتی برای آهنرباهای با کارایی بالا مورد استفاده قرار می‌گیرند.این عناصر خارج از چند منطقه محدود جنوب چین و میانمار بسیار کمیاب‌اند.چالش اصلی اینجاست:همه معادن عناصر کمیاب شبیه هم نیستند.بسیاری از معادن خارج از چین عمدتاً عناصر سبک مانند نئودیمیوم، لانتان و سریم تولید می‌کنند.بنابراین حتی اگر تولید افزایش پیدا کند، کمبود عناصر سنگین همچنان حل نمی‌شود.شرکت‌هایی مثل  مجبورند کنسانتره عناصر سنگین را از جاهای دیگر وارد کنند.یک مشاور در این زمینه جمله معروفی دارد:وقتی درباره منابع حیاتی صحبت می‌کنید، مسأله فقط عناصر سنگین است. سنگین‌ها، سنگین‌ها بقیه را پیدا می‌کنیم

چالش بعدی: ظرفیت فرآوری

استخراج سنگ معدن فقط قدم اول است. چالش واقعی، تبدیل آن به اکسیدهای خالص یا آلیاژهای آهنربا است فرآیندی پیچیده، شیمیایی و به‌شدت تخصصی.چین طی دهه‌ها زیرساخت پالایش خود را ساخته، اما کشورهای دیگر چنین نکرده‌اند.به همین دلیل، حتی معادنی در آمریکا یا استرالیا نیز مجبورند محصول خود را برای فرآوری نهایی به چین ارسال کنند.غرب در حال ساخت پالایشگاه‌های جدید است:برای مثال، در مالزی نخستین مرکز پالایش عناصر سنگین خارج از چین را افتتاح کرده.همچنین آمریکا و استرالیا در حال ساخت یک مرکز پالایش مشترک در تگزاس هستند. اما این پروژه‌ها سال‌ها زمان می‌برد

چالش‌های زیست‌محیطی

استخراج عناصر کمیاب می‌تواند خطرناک و آلوده‌کننده باشد. برخی سنگ‌ها حاوی توریم و اورانیوم هستند،و استخراج عناصر سنگین معمولاً با استفاده از مواد شیمیایی تهاجمی انجام می‌شود کاری که در کشورهایی مثل میانمار باعث آلودگی شدید محیط‌زیست شده است.در غرب، قوانین سختگیرانه محیط‌زیستی هزینه‌ها را بالا می‌برد و روند افتتاح پروژه‌ها را طولانی می‌کند. علاوه بر این، اعتراضات محلی نیز زیاد است. برای مثال، کارخانه در مالزی بارها با اعتراض عمومی مواجه شد.
بزرگ‌ترین سد راه تولید جدید، مدیریت اثرات زیست‌محیطی است

تقاضای رو به انفجار

اتحادیه اروپا پیش‌بینی می‌کند تقاضا برای عناصر کمیاب تا سال ۲۰۳۰ شش برابر و تا ۲۰۵۰ هفت برابر شود.اگر عرضه نتواند همگام با این تقاضا افزایش یابد، اهداف اقلیمی جهان از توسعه خودروهای برقی گرفته تا گسترش انرژی‌های تجدیدپذیر به‌شدت تحت فشار قرار خواهند گرفت

نوآوری و جایگزین‌ها

خبر خوب این است که بازیافت در حال پیشرفت است. شرکت اپل رباتی دارد که از آیفون‌های مستعمل، آهنرباهای عناصر کمیاب را استخراج می‌کند. اپل همچنین قراردادی ۵۰۰ میلیون دلاری با ام پی متریالز برای تأمین این مواد بسته است.اروپا امیدوار است تا سال ۲۰۳۰، ۲۵٪ نیاز خود را از بازیافت تأمین کند.اما یکی از جنجالی‌ترین خبرها مربوط به تسلا بود.این شرکت در سال ۲۰۲۳ اعلام کرد که نسل جدید موتورهای خودروهای برقی خود را بدون آهنرباهای عناصر کمیاب طراحی کرده است.این خبر شوک بزرگی به بازار داد و باعث افت قیمت عناصر کمیاب شد .اما کارشناسان هشدار می‌دهند که این فناوری‌های جایگزین معمولاً افت کارایی دارند؛ و در حال حاضر، حدود ۸۰٪ خودروهای برقی جهان هنوز به آهنرباهای  وابسته‌اند.

عناصر کمیاب و تقابل تکنولوژیک آمریکا و چین: نقطه اوج ۲۰۲۴۲۰۲۵

بیایید وارد تازه‌ترین و حساس‌ترین فصل این داستان عناصر کمیاب شویم؛ جایی که این موضوع مستقیماً با جنگ تکنولوژیکیِ در حال شدت‌گرفتن بین آمریکا و چین برخورد می‌کند. و ببینیم این وضعیت برای شرکت‌هایی مثل انویدیا که در مرکز این میدان قرار گرفته‌اند، چه معنایی پیدا می‌کند. از اواخر ۲۰۲۳، چین از مرحله‌ای که تنها ساکت و بی‌سروصدا تولید عناصر کمیاب را کنترل می‌کرد، عبور کرد و وارد مرحله‌ای شد که فعالانه از این کنترل به‌عنوان یک ابزار ژئوپولیتیک استفاده می‌کند. در دسامبر ۲۰۲۳، پکن صادرات فناوری فرآوری عناصر کمیاب را ممنوع کرد. تا اواسط ۲۰۲۴، رژیم سختگیرانه‌ای از صدور مجوز برای عناصر کلیدی مثل دیسپروزیوم، تربیوم و دیگر عناصر ضروری برای آهنرباهای خودروهای برقی، توربین‌های بادی و موشک‌ها اعمال شد.اما مرحله جدی‌تر در اکتبر ۲۰۲۵ رقم خورد: چین این محدودیت‌ها را گسترش داد و شامل ۱۲ عنصر کمیاب، آهنرباهای  و حتی فناوری‌های خارجی‌ای کرد که از مواد با منشأ چینی استفاده کرده بودند. یعنی اگر یک کارخانه ژاپنی یا آلمانی حتی مقدار کمی دیسپروزیوم چینی در محصولش استفاده کرده بود، پکن می‌توانست جلوی صادرات آن کالا به آمریکا را بگیرد

چرا حالا؟

این زمان‌بندی تصادفی نبود. اقدام‌های چین پاسخی مستقیم به تحریم‌های آمریکا علیه نیمه‌هادی‌های پیشرفته—به‌خصوص چیپ‌هایی که در هوش مصنوعی استفاده می‌شوند بود. در مرکز این میدان جنگ، شرکت انویدیا قرار داشت. دولت آمریکا پیش‌تر فروش قوی‌ترین چیپ‌های هوش مصنوعی انویدیا به چین را ممنوع کرده بود. انویدیا تلاش کرد با ساخت نسخه‌های ضعیف‌تر مثل  و  این محدودیت‌ها را دور بزند—اما در سال ۲۰۲۴، واشنگتن همان راه فرار را هم بست و چین را از دسترسی به قدرتمندترین سخت‌افزار هوش مصنوعی جهان محروم کرد

چین چگونه پاسخ داد؟

نه با ممنوع‌کردن آیفون، نه با تحریم تیک‌تاک بلکه با تهدید مواد خامی که پشت کل اکوسیستم فناوری قرار دارند. استراتژی چین بسیار هدفمند بود: نه یک ممنوعیت کامل، بلکه یک سیستم صدور مجوز صادرات که به پکن قدرت می‌داد هر زمان لازم باشد عرضه را کم یا زیاد کند و جواب هم داد.در بهار ۲۰۲۵، صادرات آهنرباهای عناصر کمیاب بیش از ۷۰ درصد کاهش یافت. کارخانه‌های اروپا و آسیا متوقف شدند. شرکت‌های دفاعی، تولیدکنندگان خودروهای برقی و شرکت‌های چیپ‌سازی در سراسر جهان به‌شدت نگران شدند

آمریکا چه کرد؟

واشنگتن هم بی‌کار ننشست. کنگره قانونی تصویب کرده بود که استفاده از عناصر کمیاب چینی در هر سیستم دفاعی آمریکا را تا سال ۲۰۲۷ ممنوع می‌کند. پنتاگون سرمایه‌گذاری عظیمی برای ساخت زنجیره‌های تأمین داخلی و متحد انجام داداز ام پی متریالز در کالیفرنیا گرفته تا لیناس در تگزاس.هم‌زمان، آمریکا محدودیت‌های صادراتی بیشتری اعمال کرد تا چین نتواند چیپ‌هایی را که برای هوش مصنوعی، ابررایانه‌ها و سلاح‌های پیشرفته نیاز دارد، به دست آورد

سپس نقطه اوج فرا رسید

بعد از هفته‌ها تعرفه‌های بیشتر و تهدیدهای متقابل، رهبران دو کشور در اواخر ۲۰۲۵ در شهر بوسان کره‌جنوبی ملاقات کردند. نتیجه چه شد؟ یک آتش‌بس یک‌ساله: چین پذیرفت اجرای سخت‌ترین محدودیت‌های عناصر کمیاب را متوقف کند. آمریکا نیز تعرفه‌های جدید را به تعویق انداخت و گسترش لیست سیاه صادرات تکنولوژی را متوقف کرد. فعلاً بحران آرام شده—اما رقابت اصلی همچنان پابرجاست. این اتفاق نشان می‌دهد که زنجیره‌های تأمین، امنیت ملی و فناوری چقدر به هم گره خورده‌اند. عناصر کمیاب دیگر فقط مربوط به آهنرباها یا موتورها نیستند؛ آنها امروز تبدیل شده‌اند به مهره‌های یک بازی شطرنج بزرگ بین دو ابرقدرت.و تا زمانی که چیپ‌هایی مثل چیپ‌های انویدیا برای پکن ممنوع باقی بمانند، قدرت چین در کنترل مواد معدنی پشت این چیپ‌ها همچنان یک برگ برنده بسیار مهم خواهد بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دایجست یک پادکست رایگان است؛ ولی دخل و تصرف در آن بدون رضایت صاحب‌اثر مجاز نیست. می‌توانید برای استفاده از مطالب دایجست با ما تماس بگیرید.
error: